{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
functional delay
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تاخیر کارکری
معنی functional delay, معنی بعئرفهخئشک یثکشغ, معنی functional delay, معنی اصطلاح functional delay, معادل functional delay, functional delay چی میشه؟, functional delay یعنی چی؟, functional delay synonym, functional delay definition,
معنی mule
,
معنی atheist
,
ترجمه atheist
به فارسی,
معنی (n): مایه، ذخیره، موجودی کالا، کنده، تنه، ته ساقه دم دست، درانبار، اماده، انبار کردن، ذخیره کردن قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سهام، سرمایه مواشی، پیوندگیر.(n&iv، tv، vda، jda):حاضر، موجود
,
ترجمه (n): مایه، ذخیره، موجودی کالا، کنده، تنه، ته ساقه دم دست، درانبار، اماده، انبار کردن، ذخیره کردن قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سهام، سرمایه مواشی، پیوندگیر.(n&iv، tv، vda، jda):حاضر، موجود
به انگلیسی,
معنی design level earthquakes
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی